بعضی وقتا فکر می کنی عشق وجود نداره، و فقط توی فیلما و داستانا هستش. در دنیایی پر از جنگ و خشونت، عشق به ندرت یافت میشه، همچنین آدمهای واقعی. من این دو معشوقه رو دو سال پیش دیدم، واقعاً عاشق هم بودن، باهم سفر می کردن و هردو مهربون و دوست داشتنی.
6 ماه پیش ویکتوریا بهم پیام داد: به زودی ازدواج می کنیم و توهم به عروسی در کنار دریاچه بالاتون دعوتی. خیلی خوشحال شدم اما فکر نمی کردم بتونم برم، اما بعد از حل کردن یه سری از مشکلات حالا دیگه توی عروسی بودم.
اینم عکسی که من از مرغ عشقا انداختم:
بارگذاری دیدگاه ها